یادداشتهای یک روزنامه نگار دولت آبادی! |
سالی که نکوست از بهارش پیداست...!!!

وقتی روزگاری نشریات فله ای توقیف میشدند ، حالا بدوجه یک مملکت نیز بازیچه غرور دیگری قرار نخواهد گرفت و فله ای بسته نخواهد شد ؟ وقتی صدای مخالف و موافقین دولت نیز به آسمان میرسد و هیچ کسی پاسخگوی سئوالات بیشمار مردم نیست ، این خودخواهیها و غرور در گجای این جامعه و در چه زمان خود را نشان خواهد داد.؟ تا به حال از خودرسیده اید این خودخواهیها و غرور کی و کجا خوش را در جامعه به رخ خواهد کشید ؟ و مگر نمیدانیم که معصوم ( ص) فرموده است : ( الناس بدین الملوک ) مردم الگویشان و چشمشان به حاکمین و مدیران و رهبرانشان میباشد.!بحران اخلاقیات در جامع اسلامی و حکومت اسلامی ما بیداد میکند و ما هنوز نمیخواهیم به مساله اساسی بپردازیم. رفتارهای دولت و دولتها روزی گریبنشان را خواهد گرفت و ......آن وقت دیر خواهد بود.
و باز هم چرا کسی ننوشت؟!
چرا كسي ننوشت:
به سلامتی رحمت بیکران حکومت نصیب اپسوزیونش نیز شده و از این بهتر که سال 1386 را به نام آنها نامگذاری کردند !! سال ملی مذهبی !!! ( اتحادش ملی .انسجامش اسلامی)!!
حالا این ملی مذهبیها هی بگن کسی به فکر ما نیست. ای روزگار. این همه سال ملی گرایی و وطن دوستی و دین رحمانی در بستر دموکراسی و هی گرفتن و زندان کردن و رفتن و یکی از ملی مذهبیها را کشتن و زن فروهر را قطعه قطعه کردن و حالا سال اتحاد ملی مذهبی .
راستی این یعنی چه ؟
چرا كسي ننوشت:
اون روزا که محمد خاتمی هی داد میزد بیا جوانانمان را باور کنیم .هیچ کسی نکرد که نکرد ! تا حالا که رقیبش که نه ، مخالفش (رییس دولت نهم) ، مشاورش یک جوان 26 یا 27 ساله است و یک سال بعد از کلی مشاوره دادن میشود مدیر عامل شرکت پارس خودرو و تا به حالم که نایب رییس هیئت مدیره اش بوده و حتما سال بعد هم میشود معاون رییس جمهوری .
البته خیلی هم بد نیست .کور شه چشم حسود. وقتی یک دختر بچه با چند قطعه پلاستیک به دانش هسته ای دست پیدا میکند ، فکر میکنید که مهرزاد بذرپاش جوان نمیتواند اتومبیل بسازد !حالا هی بگید شایسته سالاری خوب نیست.
چرا كسي ننوشت:
پربیننده ترین نمایشنامه تاریخ ایران ، بدون بلیط و با صدها جایزه نفیس و تسهیلات رایگان و با امتیاز پخش رایگان همزمان چندین شبکه تلوزیونی ایرانی و خارجی ، اقامت سیاهی لشگرهایش در بهترین هتلها ، بهترین پذیرایی موز . کیوی . و..... کت و شلولارهای برنز و.... با نام ( تجاوز به آبهای ما – بوسه میخواهید یا زندان ؟!) چگونه چشمها را خیره کرد و بازار تمام نمایشنامه نویسان و کارگردانان را کساد کرد.
نمایشی که حتی یاران همفکر مرد بخشنده !! نیز از دیدنش در حیرت و شگفتی ماندند.
چرا كسي ننوشت:
آیا نمایندگان مجلس که تماما خود را خادمین ملت میدانند ، بالاخره میوه هایشان را از درب خانه رییس جمهوری خریداری کردند یا نه ؟
و چرا آنها که ادعاهاشان در طول انتخابات درد اقشار کم درآمد . توجه به معیشت و جایگاه معلمان در جامعه بود ، آیا از زندانی شدن معلمان فرزندان کشورشان اطلاعی دارند یا نه ؟ وای اگر روزی در جمهوری اسلامی معلمی بخواهد به جرم حق خواهی و پرسشگری به زندان حتی شبی را سپری کند !
چرا كسي ننوشت:
واقعا امنیت ملی چیست ؟ و چرا هر صدا و خواسته ای از مطالبات انسانی و قانونی اقشار مختلف در میهن خودشان و منابع طبیعی سرزمینشان ، خیلی زود مغایرت با امنیت ملی پیدا میکند ؟ واقعا این امنیت ملی که میگن یعنی امنیت ملت ؟!!!
اگر اینه که ملت خودشون برای امنیت خودشون دردسر و تهدید درست میکنند آن هم مثلا معلمان زندانی و بازداشتی با یک خواسته حداقلی زندگی آبرومندانه .میخوان امنیت خانواده هاشون به خطر بیندازند!! نمیدونم چرا سرم داره درد میگیره !
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|