تبليغاتX
قم امروز
 
یادداشتهای یک روزنامه نگار دولت آبادی!
 

          به بهانه پایان کار مجلس.. وفادار به تعهد یا در گیر و دار تملق!!

  چه قدر سخت میباشد که تو روح خواسته هایت و مطالباتت را بفرستی به جای تو حرف بزند و بگوید بشنود تصمیم بگیرد به جای تو به جای فرزندان تو همسر تو خویشان و همسایگان تو و . وطن تو و روح تو .وکیل تو . نماینده تو.تمام اینده تو . کار و بار تو .اقتصاد تو .امنیت تو . آسایش تو . ازادی تو . امنیت جسم و جان و مال تو و همکلاسان تو و همکاران تو و دانشجویان و معلمان و کارگران و خانواده و همشهریان تو و ........من تو او ما شما ..... اما وکیل تو همه را به هیچ بنگارد و فقط خود او . فامیل او . جیب او و میز او و سیاست !!. همویی که در تمام لحظه های ما ریشه دوانده و حتی به رنگ جوراب من و تو نه دخالت که زخم میزند ـ می اندیشید و هر چه به ایستگاه آخر نزدیک میشود . فراموشی ما نیز در ذهن آنها بیشتر و بیشتر میشود.مجلسی که کارنامه سیاهش در چگونگی و سیر استیضاح فرشیدی و در بحبوحه ان همه فشار و تحقیر بر معلمان فرزندان همان نمایندگان ـ متملق سیاست و قدرت گردید و سوگند خویش را بر باد داد. و با بهانه هایی کهنه شده چون مصلحت !! بر ریش تمام فرهنگیان کشور و بدنه آموزش و پرورش خندیدند.و تعلیم و تربیت را به مسلخ سیاست برد. استیضاح وزیری که مجری سیاستهای دولت شعاری و عوام فریب و همو که حامیگری قشر محروم را ادعا میکنند و تلختر این که او فرزندانش را در تمام دوره ها در مدارس غیر انتفاعی و نه دولتی ثبت نام میکرده است.

مجلسی که با پاسکاری لوایح سیاست ساخته و نه مردم خواسته!! و زد و بندهای پشت پرده دولت با هیئت رییسه مجلس و نه کلیت مجلس ایران!! نه پیگیر بوی نفت بر سر سفره شام مردم شد!!! و نه گرانیهایی که رییس دولتش تمام قد به هویت نمایندگان خفته در خواب خندید و آنها را برای خریدن ارزانتر مایحتاجشان به نشانی منزل خویش حواله کرد!!! شعور و شور مردمی که روح خود را به وکیلانشان سپرده بودند نشانه گرفته شد و آنها امانتدار خوبی نبودند.این اما همه داستان چهار ساله نیست که هیچ گاه نطق ها و یا اعتراضها و پرسشهای نمایندگان معترض و منتقد با سکوت و بی اخلاقی نادیده گرفته میشد و آش آن قدر شور میشد که صدای هم پیاله هایشان نیز در میامد. و تاوانش چون تاوان عماد افروغها بود. مجوز برداشتهای بی حساب و کتاب اغز صندوق ذخیره ارزی و بدون خبر رسانی بر سرمایه این ملت .هر گونه که خود پنداشتند تخلیه کردند و هر جا که برای قدرت بود تقدیم کردند و هیچ وکلی نمایندگی نکرد خواسته ها و پرسشهای بیشمار مردم را. مجلسی که نه توجهی بر نخبگان کرد و نه مرهمی بر زیر دستان .. تنها در خدمت سایت و قدرت. بی هیچ تعهدی بر سوگند خویش. شاید اگر در ادامه مطلب را ببینید مطمئنا پارلمان ایران را با پارک اشتباه خواهید گرفت. روانشناسی حرکات و ژستهای نمایندگان مجلس را اگر روانکاوی کنیم به آن چه میپنداشتیم و رای دادیم غبطه میخوریم .گاهی عکسها خود سخنها میگویند. .فراوان.عکسهای بیشتر در ادامه مطلب ........


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 16:40  توسط قم امروز  | 

بزرگترین قاچاقچی ایران را بشناسیم !!!!

در پی انتشار خبر دستگیری بزرگ ترین قاچاقچی شناسایی شده در ایران به نام "حمید باقری درمنی" با پیگیری های انجام شده اطلاعات جدیدی درباره وی به دست آمد.
به گزارش روابط عمومی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، حمید باقری درمنی پس از صدور حکم ضبط کالاها و جریمه حدود 13 میلیارد ریال، تلاش وسیعی آغاز کرد تا به کمک عوامل خود با جابجایی برچسب ها و کارتن های کالاها از ضبط کالاهای قاچاق خود جلوگیری کند.برابر اطلاع واصله نام گروه شرکت های حمید باقری درمنی جزء فهرست اعلامی رئیس دیوان محاسبات کشور است "که بانکها از دادن تسهیلات به او منع شده‌اند" و اخبار رسیده حاکی از فشار چند تن از قانوندانان قانون شکن به رئیس دیوان محاسبات برای بازپس گیری نامه یاد شده است.
باقری درمنی باادعای احداث کارخانه تولید خودروی لوکس به اندازه "بنز و بی‌ام و" در گرمسار و نصب سوله واشتغالزایی برای 1500 نفر اقدام به اخذ 60 میلیارد تومان وام و سپس مکان یاد شده را تبدیل به انبار اجناس قاچاق کرد.در زمان دومین دستگیری وی به حکم بازپرس گرمسار و نیابت اعطایی به دادسرای تهران‌، با مقاومت دو و نیم ساعته و جلوگیری از اجرای حکم، باقری درمنی در ساعت 11 شب دستگیر و به پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد، اما فردای آن روز .......................در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/16ساعت 14:51  توسط قم امروز  | 

پیف پاف رایحه خوش خدمت هم در آمد...... !!

عضو رايحه خوش خدمت(حامیان اصلی احمدی نژاد) قاچاقچي از آب درآمد و رایحه خوش را به بوی گند دزدی و خیانت در بیت المال تبدیل کرد......

بازدداشت عضو رايحه خوش خدمت ... ر.الف، يكي از كانديداهاي برجسته ليست رايحه خوش خدمت(منصوب به دفتر ریاست جمهوری و حامیان اصلی جناب آقای احمدی نژاد خادم! و دلسوخته تر از قالیباف در خدمت کردن به جمعیت ایرانیان) در سومين دوره انتخابات شوراي شهر تهران كه نتوانست آراي لازم را براي حضور در شوراي شهر تهران كسب كند با تشكيل شركت بهزيست بنياد و با اخذ وكالت از سازمان بهزيستي كشور انواع كالا را به عنوان كمك به محرومان و مددجويان بهزيستي و با معافيت صددرصدي پرداخت عوارض گمركي وارد كشورمي‌كرد.(سایت طراوت)

به نوشته حزب‌الله، يك كانديداي مطرح سومين دوره شوراي شهر تهران و عضو ستاد رايحه خوش خدمت كه با تشكيل شبكه گسترده قاچاق تحت عنوان امور خيريه اقدام به قاچاق گسترده انواع كالا مي‌كرد از سوي ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز شناسايي و كليه اعضاي و همكاران وي دستگير شدند. شركت بهزيست بنياد كه موقوفه خاص سازمان بهزيستي كشور است با استفاده از امتياز ويژه واردات و با استفاده از 100 درصد معافيت گمركي اجناس مختلف را در خارج از كشور از قاچاقچيان دريافت و پس از ترخيص از گمرك و در مقابل دريافت مبلغ يك سوم عوارض گمركي در داخل كشور به قاچاقچيان تحويل داد... شركت بهزيست بنياد با مديريت م.ق، ر.الف و الف. ق متهم به واردات انواع كالا از جمله پوشاك تحت امور خيريه است كه نام يكي از كانديداهاي مطرح ليست ائتلاف رايحه خوش خدمت در سومين دوره انتخابات شوراي شهر تهران نيز در ميان هيات مديره آن مشاهده مي‌شود.
ر.الف، يكي از كانديداهاي برجسته ليست رايحه خوش خدمت در سومين دوره انتخابات شوراي شهر تهران كه نتوانست آراي لازم را براي حضور در شوراي شهر تهران كسب كند با تشكيل شركت بهزيست بنياد و با اخذ وكالت از سازمان بهزيستي كشور انواع كالا را به عنوان كمك به محرومان و مددجويان بهزيستي و با معافيت صددرصدي پرداخت عوارض گمركي وارد كشورمي‌كرد.
وي كه در سوابق خود عناوين كارشناس مهندسي صنايع چوب و مشاور فرهنگي رييس سازمان تربيت بدني را به يدك مي‌كشد در بخش ديگري از فعاليت خود وقتي تصميم گرفت 15 هزار تن ضايعات نفتي را صادر كند با احراز جرايم قبلي شركت، محموله قاچاق او در گمرك جلفا توقيف و به دليل مشكوك بودن به قاچاق سوخت براي بررسي كارشناسي در اختيار كارشناسان آگاهي قرار گرفت.
شركت بنياد بهزيست كه فعاليت خود را در دوره مديريتي دولت هشتم آغاز كرد در يك مورد پس از عقد قرارداد با يك شخص حقيقي ده‌ها هزار قلم كالا از قبيل گوشي تلفن همراه، آيفون تصويري، برنج، چاي و لاستيك كاميون را با دريافت چهار ميليارد و 600 ميلوين ريال وارد كشور كرد در حالي كه در حالت عادي بايد چندين برابر اين مبلغ را به عنوان تعرفه گمركي كالاهاي وارداتي مي‌پرداخت.
شرق نيز در خبري مشخصات رانندگان اين شركت را اعلام كرد و نوشت: بهزيست بنياد با مديريت محمدرضا قلي زاده شيروان، سيدرستم سيدآقاخان و امير قيصر زاده متهم به واردات انواع كالا از جمله پوشاك تحت پوشش امور خيريه  است. سيدرستم آقاخان كانديداي ائتلاف رايحه خوش خدمت در سومين دوره انتخابات شوراهاي شهر و روستا بود.

 خدا را شکر که نمردیم و آن همه هیاهوی خدمت کردن و هی کردن و به مردم را دیدیم. آن هم از مدعیان اصولگرایی. ( یادش به خیر که ما شیفتگان خدمت بودیم و نه تشنگان فرصت و قدرت)
  نوشته شده در  جمعه 1386/03/11ساعت 1:15  توسط قم امروز  | 
  

آه از این خرداد و وای بر این خرداد..!!

 

حماسه / فاجعه

دوم خرداد ، سوم خرداد، ماه خرداد، شاديها و ناكاميها ، چهاردهم ، پانزدهم و خردادماه !

دوم خرداد، چه آن را چنان که بزرگان گفته اند حماسه بخوانيم و چه آن طور که کوچک ترها پنداشتند فاجعه بدانيم، دو راز در خود داشت که حفظ آن بی توجه به اين که نمايندگان آن جنبش در دولت و مجلس کار خود را درست انجام دادند يا نه، بايد از آن پاسداری کرد. رازهائی که متعلق به مردم است و از سرمايه مردم نمی توان خورد. اهميت صندوق رای و لبخند. اين که در ده سال گذشته بر سر اصلاحات و نمايندگانشان در حکومت چه آمد؟، بر دانشجويان سخت گذشت و يا خوش؟ ، بر روزنامه و روزنامه نگاران چه گذشت؟، در بستر سرنوشت ايرانی خير بود يا شر؟، همه به کنار. اما آن چه را نمی توان به کنار نهاد همان صندوق رای و لبخندست.و همان صندوقی که چون دیروزمان برون آمد از آن . ، امروزمان نیز . اما آن کجا و این کجا؟ هر چه که بود آوازی بود بی صدا!! و امروز که هوی آن های را به وضوح میبینم . بر خرداد و صندوق رای می اندیشیم.

و سوم خرداد، شكوه آزادگي و استقلال و عزت ايران اسلامي، خرمشهر و باز امان از خرداد، و همیشه خرداد و دوباره يك انتخابي ديگر براي عدالت و فقر ستيزي ، يك هدف نه شعار ، از ابتداي انقلاب. و آن جا که نه فتح خاک کردیم ، بلکه فتح ارزشها را.و جایی که خدایی یزرگ و دستی غیبی خرمشهر را آزاد کرد.

 

 

ما وفوتبال

اينك به پایان فوتبال و لیگهای برتر رسيديم. به جايي كه  یک سال براي رسيدن به آن انتظار كشيده ايم و اينك انتظار به پايان رسيد. هواداران تیمهایی که عاشقانه، گويي در پر قو خوابيده اند ، خندان و مستانه از قهرمانی . به روياهايشان می رسند؟ ما به پایان لیگ میرسیم  و همه جا مملو از هيجان . جایی که نفسها در سینه حبس شده است. یک لحظه ، برابر است با رسیدن به عرش و تمام بلندیها و غرور و یا رسیدن به فرش و تمام آوار دشنامها و حسرتها . همه چیز در خرداد ماه به وقوع میپیوندد حتی قهرمان باشگاههای اروپا. نابودی و یا سربلندی.همه و همه در خرداد ماه است و امان از خرداد.

 

انتظار فرج از نيمه خرداد كشم

حكايت خرداد حكايت عجيبي است. حكايت حرفها و دردها، غم ها و شاديها. امان از اين خردادماه و از غم اين خرداد. 14خرداد،15 خردادو... قيام و رحلت، چه نمايه زيبايي از ملكوت و چه حكمتي از جبروت. قيام مردمي مسلمان و آزاديخواه. و باز در خرداد سفر يك مسافر بزرگ و رحلتي رويايي از بزرگ مشرق، او كه روح بلند مردم بود.خميني كبير. آه از اين خرداد ، واي از اين خرداد.

 

شبهای امتحان

خردادماه و شبهاي امتحان، براي يك سال تلاش و سياه كردن كاغذها ، براي يك سال تحصيلي ، دير و زود كردنها، غر زدنها و غر شنیدنها.

بوي تقلب بچه ها و سالن امتحانات مدارس، بوي گرماي تابستان و كلاسهاي خالي.

حكايت خرداد حكايت عجيبي است. شبهاي امتحانات ، مدارس با تمام دلهره ها و اضطراب خانواده هاي ايراني ، همه در خرداد ماه و كمي بعدتر كنكوري براي عذاب نسل جوان و ...

نکته : چه قبول .چه مردود ، زندگی در ماوراء امتحانات هم وجود دارد. ندارد؟

 

شهادت . درگذشت.؟!

زهرا(س)، زهراست. و در این خرداد شهادت بانوی اول آسمان و زمین. حضرت فاطمه زهرا. باز هم غمها و دردها . ضجه هاو فهم ها و درسها و رازها. و باز هم در این خرداد. امان از خرداد.

و باز معلم بصیرت. معلم شریعت. درگذشت دکتر علی شریعتی. خدايا ، به هر که دوست مي داري بيآموز که عشق از زندگي کردن برتر است و به هر که دوست تر مي داري بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.
خدايا، به من عشق بي هوس ،‌تنهائي در انبوه جمعيت و دوست داشتن بدون آنکه دوست بدارند اعطا کن!

 

و حالا. خرداد 86

فرجام مایع آتش افروز . بنزین. وعده ها به خرداد رسید . به نیمه خرداد. و انتظار فرج باز از نیمه خرداد کشیم !!

 

حرف آخر .. سراب.

از آن زمان كه آرزو، چو نقشي از سراب شد . تمام جستجوي دل، سوا´ل بي جواب شد . نرفته كام تشنه اي ، به جستجوي چشمه ها . خطوط نقش زندگي ، چو نقشه اي بر آب شد .چه سينه سوز آه ها، كه خفته بر لبان ما. هزار گفتني به لب، اسير پيچ و تاب شد. نه شور عارفانه اي، نه شوق شاعرانه آي. كلام عاشقانه ام ، كتاب در كتاب شد. نه فرصت شكايتي ، نه قصه و روايتي. تمام جلوه هاي جان، چو آرزو به خواب شد. گاه منتظر به در، نشست و عمر شد به سر. نيامدي به خود دگر، كه دوره شباب شد.بيشترمواقع اين شعر روبا خودم زمزمه ميکنم.خيلي دوستش دارم.

 

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/07ساعت 0:32  توسط قم امروز  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM